|
آسمان وقف نگاهت گل من چه قدر دلخوشی نایاب شده
| ||
|
اگر دخترها جاهایی برن که نمیرن...... مثلا اگر دخترها هم برن سربازی چی میشه؟ .... به نظر من که این کار توی مملکت مانشدنی هست ... آخه جنبه و ظرفیت می خواد که این چیزها رو ما عمرا نداریم .... حالا فرض کن که بشه: ۱) قضیه فرار از سربازی به کل منتفی میشه و همه (پسرها) می خوان برن سربازی ... حتی اونهایی هم که قبلا رفتن می خوان دوباره برن!! ۲) غذای پادگان ها نسبت به گذشته خیلی بهتر میشه ( دخترها می خوان هنرهاشون را نشون بدن) ۳) هیچ کس دیگه دنبال معافیت نمیره حتی کور کچل ها هم می خوان بیان سربازی!!! ۴) اضافه خدمت برداشته میشه ... کارایی که قبلا باعث اضافه خدمت می شده حالا باعث کاهش خدمت میشه ۵) ازدواج دانشجویی و لاو ترکوندن توی دانشگاه کم میشه و ازدواج در پادگان و عشق من هم سنگر من مد میشه! ۶) فرهنگ عمومی پادگان افزایش پیدا می کنه .... دیگه سربازها فحش رکیک به هم نمیدن از شوخی های شهرستانی(!!) هم خبری نیست(بخاطر حضور بانوان!) ۷) حمام و دست شویی های پادگان ها بالاخره روی بهداشت رو هم می بینن ۸) دیگه رژه ها در پادگان درست انجام میشه .... چون دخترها را مبذارن صف اول ۹)خاموشی از ۹ شب به ۱۲.۵ - ۱ شب میرسه ۱۰) همیشه می تونی یکی را پیدا کنی که پوتین و جورابات را بشوره ۱۱) خدمت سربازی از ۲سال به ۶ ماه کاهش پیدا می کنه ... اگه خواستی میتونی اصلا نری ... چون تا ۱۵ سال بعدش سرباز نمی خوان از بس داوطلب هست ۱۲) بعد از ۶ ماه که از سربازی بر می گردی اندازه ۶ سال خاطره داری!!! [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 3:22 PM ] [ ابري ترين اسمان ]
روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد. او پرسید: `آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟` [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:29 AM ] [ ابري ترين اسمان ]
همین احساس شیرینه
که می دونم تو رو دارم
که می دونم منم هرگز
تور رو تنها نمی ذارم!
من این دلبستگی ها رو
به یک دنیا نمی فروشم
همین بسه که می دونم؛
همیشه در تو می جوشم
تو با من بودی از آغاز قصه
از اونجایی که تو دنیا نبودم
حساب با تو بودن نیست اما،
میخوام ثابت کنم تنها نبودم!
میخوام باور کنم این زندگی رو
میخوام تو قلب فردای تو جا شم..
یه لحظه فکر این روزای من باش
میخوام یک عمر تو فکر تو باشم
فقط یک لحظه از فردا جدا شو
دوباره تو خیالت بچگی کن
حقیقت داره خوشبختی هنوزم
یه لحظه با حقیقت زندگی کن... [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:18 AM ] [ ابري ترين اسمان ]
گشته دنیا غرق شادی و سرور روز مادر شد و جشن شیعیان آمده آن پاره ی قلب رسول یاور مستضعفان و مسلمین در حجاب الگوی زنهای جهان روز میلاد گل ناز رسول در سخاوت مظهر بخشندگیست او برای مسلمین این جهان پا بکوبید و همه شادی کنید شیعیان تبریک میگوییم کنون [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:36 PM ] [ ابري ترين اسمان ]
حکایت سپیده مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر. فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد.
بهار زندگی احسان به پدر و مادر بزرگ ترین واجب زیباترین ستاره سپاس بوسیدن پدر و مادر نگاه محبت آمیز چلچراغ محبت مادر، کانون عشق غزل لطیف روزگار خدمات جبران ناپذیر مادر عطر همه گل ه سرو سایه گستر زندگی شگرفی عشق نیکی به پدر و مادر پس از مرگ بر مزار تو زیارت قبور پدر و مادر عاشقانه ترین غزل حکایت [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:34 PM ] [ ابري ترين اسمان ]
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست . . . . . . اس ام اس روز مادر ، اس ام اس روز زن ، روز زن بهانه ای است برای تشکر از شما و من خیلی دوستتون دارم و حاضرم همه دنیامو دو دستی تقدیمتون کنم . . . . . . اس ام اس روز مادر ، اس ام اس روز زن ، وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم. روز ولادت حضرت زهرا را به شما همسر عزیز و مهربانم پیشاپیش تبریک میگویم . . . . . . اس ام اس روز مادر ، اس ام اس روز زن ، ای مادر عزیز که جانم فدای تو قربان مهربانی و لطف و صفای تو تولد مظهر خلقت مبارک باد . . . . . . اس ام اس روز مادر ، اس ام اس روز زن ، و خداوند زن را نمک زندگی آفرید تا مرد را از گندیدگی نجات دهد ! روز زن مبارک ! . . . اس ام اس روز مادر ، اس ام اس روز زن ، چه گویم در مقام تو , تو ای روح اهورایی , تو نور چشم خورشیدی تو زهرایی , تو زهرایی . . . . . . اس ام اس روز مادر ، اس ام اس روز زن ، همسرم عزیزم ، روز زن فرصتی برای ابراز عشق من به توست و من با همه توانم صمیمانه تو را میبوسم و دوستت میدارم . . [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:31 PM ] [ ابري ترين اسمان ]
هنگامی که در زندگی اوج میگیری، دوستانت می فهمند تو چه کسی بودی. اما هنگامی که در زندگی، به زمین می خوری، آنوقت تو میفهمی که دوستانت چه کسانی بودند یا هستند ... آری گاهی شکست از پیروزی مفیدتر است ... رسم دنیا دل شکستنه باید بشکنی تا نشکنن ولی من نمیتونم همیشه شکسته میشم [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:30 AM ] [ ابري ترين اسمان ]
-پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب میکنید؟ الف : خرگوش ب : گوسفند پ : گوزن ت : اسب ۲- به آفریقا رفتهاید. به هنگام بازدید از یکی از قبیلهها، آنها اصرار میکنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب میکنید؟ الف : میمون ب : شیر پ : مار ت : زرافه ۳- فرض کنید خطای بزرگی انجام دادهاید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب میکنید؟ الف : سگ ب : گربه پ : اسب ت : مار ۴- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب میکردید؟ الف : شیر ب : مار پ : تمساح ت : کوسه ۵- یک روز، با حیوانی برخورد میکنید که میتواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان میخواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟ الف : گوسفند ب : اسب پ : خرگوش ت : پرنده ۶- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب میکنید؟ الف : انسان ب : خوک پ : گاو ت : پرنده ۷- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دستآموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب میکردید؟ الف : دایناسور ب : ببر پ : خرس قطبی ت : پلنگ ۸- اگر قرار بود برای ۵ دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در میآمدید، کدامیک را انتخاب میکردید؟ الف : شیر ب : گربه پ : اسب ت : کبوتر
-------------------------------------------------------------------------------------------- تحلیل جواب: ----------------------------------------------------------------------------------------------
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:20 AM ] [ ابري ترين اسمان ]
عشق هرجا رو كند آنجا خوش است گر به دريا افكند دريا خوش است گر بسوزاند در آتش دلكش است اي خوشا آن دل كه در اين آتش است تا ببيني عشق را آيينه وار آتشي از جان خاموشت در آر هرجه مي خواهي به دنيا نگر دشمني از خود نداري سخت تر عشق پيروزت كند بر خويشتن عشق آتش مي زند در ما و من عشق را درياب و خود را واگذار تا بيابي جان نو خورشيدوار عشق هستي زا و روح افزا بود
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:2 PM ] [ ابري ترين اسمان ]
خدا را دیده ای آیا؟ تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریک میان بودن و نابودن امید فردائی هراسی می رباید خواب از چشمت کسی ، خورشید و صبح و نور را در باور روح تو می خواند و هنگامی که ترسی گنگ می گوید؛ رها گردیده ، تنهایی و شب تاریکی اش را، بر نگاه خسته می مالد طلوع روشن نوری به پلکت ، آیه های صبح می خواند کلام گرم محبوبی کمی نزدیک تر از یک رگ گردن، به گوشت با نوای عشق می گوید: غریب این زمین خاکی ام ، تنها نمی مانی تو آیا دیده ای وقتی خطائی می کنی اما، ته قلبت پشیمانی و می خواهی از آن راهی که رفتی ، باز گردی نمی دانی که در را بسته او یا نه؟ یکی با اولین کوبه، به در ، آهسته می گوید: بیا ای رفته، صد بار آمده ، باز آ که من در را نبستم، منتظر بودم که بر گردی و هنگامی که می فهمی دگر تنهای تنهایی رفیقی، همدمی ، یاری کنارت نیست و می ترسی که راز بی کسی را با کسی گوئی یکی بی آنکه حتی لب گشائی به آغوشی ،تو را گرم محبت می کند باعشق تو آیا دیده ای وقتی که بعد از قهر و بد عهدی به هنگامیکه بر سجاده اش با قامت شرمی به یک قد قامت زیبا، تو می آیی به تکبیری ، تو را همچون عزیز بی گناهی ، راه خواهد داد و می پوشاند او اسرار عیبت را و از یاد تو هم ، بد عهدی ات را پاک خواهد کرد جواب آن سلام آخرت را ، برتو خواهد داد و با یک نقطه در سجده ، تو گویا باز هم ، در اول خطی
خدا را دیده ای آیا ؟
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 5:2 PM ] [ ابري ترين اسمان ]
توکه نیستی ، زندگیمو/ زیره پای کی بریزم واسه کی ، دلم بمیره / وقتی تو ، نیستی عزیزم دسته سرده این زمونه / دستامو از تو جدا کرد بازیه ، دوری و حسرت / با دلای ما ، چه ها کرد عشق تو ، توی وجودم / تا همیشه ، موندگاره همه آرزوم همینه / که ببینمت ، دوباره دوریه تو داره آروم / من و از حال، در میاره رنگه پیری ، ذره ذره / تو وجودم پا میزاره ، پا میزاره طاقت دوری ندارم / تو بیا ، بمون کنارم ارزونیه قدم تو / همه ی دارو ندارم ای قشنگترین ترانه / با تو بودن ،آرزومه ای تو نیمه ی وجودم / بی تو عمره من ، حرومه عشق تو ، توی وجودم / تا همیشه ، موندگاره همه آرزوم همینه / که ببینمت دوباره دوریه تو ، داره آروم منو از پا در میاره رنگ پیری ، ذره ذره / تو وجودم پا میزاره نمیزارم ، که جدایی / عشقمو از تو بگیره چشم به راهه تو میمونم / نگو اما دیگه دیره دیگه دیره … آااااااای… [ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 5:0 PM ] [ ابري ترين اسمان ]
دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد
خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم
حسین پناهی
♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند*
*دیگر گوسفند نمی درند*
*به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...*
* *
*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … ! *
* از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما ” *
*فهمیدم *
*پای ” او ” در میان است …*
* *
♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
**
**اجازه … ! اشک سه حرف ندارد … ، اشک خیلی حرف دارد!!!*
**
♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .*
* عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد *
*بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود … *
*بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . *
*تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. *
*تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود *
*و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!*
♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*این روزها به جای” شرافت” از انسان ها *
* فقط” شر” و ” آفت” می بینی !*
* *
*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام…!
“حــــال مـــن خـــــــوب اســت” … خــــــوبِ خــــوب*
* *
*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*میدونی”بهشت” کجاست ؟ *
*یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب ! *
*بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری…*
* *
♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*وقتی کسی اندازت نیست *
* دست بـه اندازه ی خودت نزن…*
* *
*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*این روزها “بــی” در دنیای من غوغا میکند!
بــیکس ، بــیمار ، بــیزار ، بــیچاره بــیتاب ، بــیدار ، بــییار ،
بــیدل ، بـیریخت،بــیصدا ، بــیجان ، بــینوا*
*بــیحس ، بــیعقل ، بــیخبر ، بـینشان ، بــیبال ، بــیوفا ، بــیکلام
،بــیجواب ، بــیشمار ، بــینفس ، بــیهوا ، بــیخود،بــیداد ، بــیروح
، بــیهدف ، بــیراه ، بــیهمزبان *
*بــیتو بــیتو بــیتو……*
* *
*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*ماندن به پای کسی که دوستش داری *
* قشنگ ترین اسارت زندگی است !*
* *
*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما*
* بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند …*
* *
*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!*
**
*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*مگه اشک چقدر وزن داره…؟ *
*که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم…*
* *
*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 4:30 PM ] [ ابري ترين اسمان ]
دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن! دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن! دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی … دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟! دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و خاله و عمه ت هستن دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار! دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟! دختر بودن یعنی دخترو چه به رانندگی؟ دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی! دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن! دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری که تو عقدنامه نوشته باشه! دختر بودن یعنی ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟! [ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:37 AM ] [ ابري ترين اسمان ]
انواع بله گفتن عروس خانم ها
عروس عادي: با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.) عروس لوس: بع……….له! عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،…، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، … ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، … ، … (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن … !) عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي … اُ يس عروس خجالتي: اوهوم عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره…. ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است) عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، …، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، … ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و … آري مي پذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش … عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام … عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين … اعوذ با… من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم …. الي آخر …. ( و در آخر ) نعم عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله … چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! … يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين … (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن … فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست مي خواي بخواه نمي خواي هم به درک) [ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:28 AM ] [ ابري ترين اسمان ]
از بیابان بوی گندم مانده است عشق روی دست مردم مانده است آسمان بازیچه ی طوفان ماست ابر نعش آه سرگردان ماست.... باز هم یک روز طوفان می شود هر چه می خواهد خدا آن می شود می روم افتان و خیزان تا غدیر باده ها می نوشم از جوشن کبیر آب زمزم در دل صحرا خوش است باده نوشی از کف مولا خوش است فاش می گویم که مولایم علیست آفتاب صبح فردایم علیست هر که در عشق علی گم می شود مثل گل محبوب مردم می شود تا علی گفتم زبان آتش گرفت پیش چشمم آسمان آتش گرفت .......آسمان رقصید و بارانی شدیم موج زد دریا و طوفانی شدیم بغض چندین ساله ی ما باز شد یا علی گفتیم و عشق آغاز شد یا علی گفتیم و دریا خنده کرد عشق ما را باز هم شرمنده کرد یا علی گفتیم و گلها وا شدند عشق آمد قطره ها دریا شدند یاعلی گفتیم و طوفانی شدیم مست از آن دستی که می دانی شدیم یاعلی گفتیم و طوفان جان گرفت کوفه در تزویر خود پایان گرفت کوفه یعنی دستهای ناتنی کوفه یعنی مردهای منحنی کوفه یعنی مرد آری مرد نیست یا اگر هم هست صاحب درد نیست عده ای رندان بازاری شدند عده ای رسوایی جاری شدند آن همه دستی که در شب طی شدند ابن ملجم های پی در پی شدند........ از سکوت و گریه سرشارم علی تا همیشه دوستت دارم علی [ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 9:55 AM ] [ ابري ترين اسمان ]
۱- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش …
۲- درک مضمون اصلی یک فیلم هنری ۳- ۲۴ ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی کردن …۴- بلند کردن چیزی ۵- پرتاب کردن ۶- پارک کردن ۷- خواندن نقشه ۸- دزدی کردن از بانک ۹- آرام و ساکت جایی نشستن ۱۰- بیلیارد بازی کردن ۱۱- پول شام رو حساب کردن ۱۲- مشاجره کردن بدون داد کشیدن ۱۳- مواخذه شدن بدون گریه کردن ۱۴- رد شدن از جلوی مغازه کفش فروشی ۱۵- نظر ندادن در مورد لباس یک غریبه ۱۶- کمتر از بیست دقیقه داخل یک دستشویی بودن ۱۷- دنده ماشین را با انگشت عوض کردن ۱۸- راه انداختن درست یک ویدئو ۱۹- تماشای یک فیلم جنگی ۲۰- انتخاب سریع یک فیلم ۲۱- ایستاده جیش کردن ۲۲- ندیدن فیلم هندی ۲۳- غیبت نکردن ۲۴- فحش ناموسی دادن ۲۵- نرقصیدن موقع شنیدن یک آهنگ شاد ۲۶- آرایش نکردن ۲۷- لاک نزدن ۲۸- صحبت نکردن وقتی که باید ساکت باشن ۲۹- سیگار برگ و یا چپق کشیدن ۳۰- درک کردن شوهر وقتی اعصابش خورده ۳۱- گریه کردن بدون آبریزش بینی ۳۲- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون ۳۳- تماشای اخبار و خوندن روزنامه ۳۴- نق نزدن ۳۵- لگد زدن ۳۶- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن ۳۷- اخ تف کردن ۳۹- خواستگاری رفتن ۴۰- از همه مهمتر موارد بالا رو قبول کردن [ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 12:4 PM ] [ ابري ترين اسمان ]
عشق اميدوارانه عشقي كه براساس خوشبيني زياد بهوجود آمده است عشق اميدوارانه است؛ زمانيكه عاشق ميشويم، تصور ميكنيم آن فرد زندگيمان را متحول خواهد كرد؛ ممكن است آن فرد به ما كمك كند تا ناراحتي و غصههاي خود را فراموش كنيم و به ما آرامش هديه كند اما بيشتر اين نوع عشقها در ظاهر آرام و منطقي بهنظر ميرسند. عشق نجاتدهنده در اين قسمت ما بهخاطر اين عاشق فردي ميشويم كه ما را از تنهايي نجات ميدهد. به اين نوع عشق، عشق ناجي گفته ميشود؛ در اين مرحله نيز مانند قسمت قبل فرد سعي ميكند حقايق را ناديده گرفته و بهخود اميد واهي بدهد. عشق به خاطر از خود متنفر بودن در اين مرحله ما به خاطر اين عاشق ميشويم كه شخص مورد علاقه ما با ما بدرفتاري ميكند زيرا ما هم اعتقاد داريم شايسته آن بدرفتاريها هستيم. نمونه اين آدمها، افراد بدزبان، پرخاشگر يا كساني هستند كه از طرف مقابلشان سوءاستفاده ميكنند؛ اين دقيقا با عشق واقعي در تضاد است. عشق خريدني در اين قسمت ما براي اين عاشق شخصي ميشويم كه فكر ميكنيم اين عشق باعث ميشود زندگي ما داراي مفهوم و ارزش بيشتري شود. اين عشق تقريبا مشابه عشق اميدوارانه است اما ممكن است اين نوع عشق شديدتر باشد، شايد به خاطر اين باشد كه ديگر تحول و دگرگوني كه در زندگي ما بهوجود ميآيد فقط ظاهري نيست. عشق كاربردي ما در اين مرحله زماني عاشق ميشويم كه متوجه ميشويم علائق و آرزوها و هدفهاي فردي مشابه هدفهاي ماست و فكر ميكنيم ممكن است اين فرد به ما كمك كند تا سريعتر به هدفهاي مشتركمان برسيم. عشق متضاد اين قسمت ما بهخاطر اينكه فرد مورد نظرمان شخصيت مرموز و غيرقابل فهمي دارد عاشقش ميشويم. او كارهاي عجيبي انجام ميدهد كه ما را سرگرم ميكند و برايمان جالب است؛ اين فرد شخصيتي دارد كه دقيقا متضاد با شخصيت خود ماست و بههمين دليل عاشقش ميشويم. اين عشق در نقطه مقابل عشق حقيقي قرار دارد. [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 1:32 PM ] [ ابري ترين اسمان ]
خانم ها ممکن است به دلایل متعدد دوستانشان را از نامزد یا شوهرشان پنهان کنند. یک رابطه براساس اعتماد و صداقت پایه ریزی می شود و وقتی خانم ها سعی کنند دوستانشان را از عشق خود پنهان کنند آنوقت رابطه بسوی دره سقوط می رود. برای درک اینکه چرا خانم ها ممکن است چنین کاری مرتکب شوند، این نکات را در رابطه رعایت کنید. یک خانم ممکن است به خاطر اینکه تصور می کند نامزد یا شوهرش ممکن است از دوستش خوشش نیاید، او را پنهان می کند. اگر نگران این باشد که شوهرش چطور با دوست او برخورد می کند ممکن است تصمیم بگیرد که اصلاً او را نشان شوهرش ندهد. این مسئله معمولاً با دوست مرد یا گاهی با دوست خانمی که خیلی زیبا باشد پیش می آید. متاسفانه، وقتی خانمی تصمیم می گیرد که دوستش را از همسرش پنهان کند، داستان به همین جا ختم نمی شود. اگر خانمی تصمیم بگیرد که دوستش را از شوهرش پنهان کند احتمالاً به خاطر مسائل مربوط به حسادت ورزی است. این حس حسادت چه از طرف خودش باشد چه از طرف شوهرش، می تواند زیان بخش باشد. حسادت شعله های مشاجره را تندتر می کند و فقط باعث بدتر شدن اوضاع می شود به همین دلیل، خانم ها گاهی اوقات تصمیم می گیرند که برای جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی دوستانشان را پنهان کنند. خانم ها معمولاً تصور می کنند که دوستشان در نظر شوهر یا نامزدشان جذاب تر یا سرگرم کننده تر می آید و این می تواند تهدیدی برای رابطه آنها باشد. به خانمی که تصمیم می گیرد دوستش را به این دلیل از نظر شوهرش پنهان کند باید کمک شود و اطمینانی دوباره از ثبات رابطه از طرف شوهر یا نامزدش به او داده شود. اگر خانمی تصمیم بگیرد که دوستش را از شوهرش پنهان کند اما شوهر یا نامزد وی متوجه موضوع شوند، همه چیز خیلی بد می شود. شنیدن اینکه چیزی در رابطه پنهان شده است اصلاً مسئله جالبی نیست چون سوالات بیشتری برای طرف مقابل پدید می آورد. بهترین راه این است که هیچوقت خانمها دوستانشان را پنهان نکنند. رابطه ای که بر پایه اعتماد و صداقت بنا شود بسیار بهتر از رابطه ای که همه چیز در آن مخفی می شود خواهد بود. اگر متوجه شدید که نامزدتان دوستانش را از شما پنهان کند باید بفهمید که دلیل آن چیست و مشکل را حل کنید. اگر خانمی به این خاطر دوستش را از شوهر پنهان می کند که آن دوستی چیزی بیش از یک دوستی عادی است که باید جدا شوید اما اگر فقط به این خاطر که از واکنش همسر یا نامزدش دربرابر این مسئله واهمه دارد، این وظیفه شوهر یا نامزد است که او را از عشق و تعهد خود مطمئن سازد. یادتان باشد که روابط موفق همیشه بر گفتگو و اعتماد تکیه دارند. پس به راحتی با هم حرف بزنید و مطمئن باشید که اوضاع خیلی بهتر می شود! [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 1:30 PM ] [ ابري ترين اسمان ]
مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بینندهای را به خود جلب میکرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند. باديهنشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد. حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد باديهنشین تعویض کند. باديهنشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، باید به فکر حیلهای باشم. روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری میکرد، در حاشیه جادهای دراز کشید. او میدانست که مرد با اسب خود از آنجا عبور میکند. همین اتفاق هم افتاد... مرد با دیدن آن گدای رنجور، سرشار از همدردی، از اسب خود پیاده شد به طرف مرد بیمار و فقیر رفت و پیشنهاد کرد که او را نزدیک پزشک ببرد. مرد گدا نالهکنان جواب داد: من فقیرتر از آن هستم که بتوانم راه بروم. روزهاست که چیزی نخوردهام و نمیتوانم از جا بلند شوم. دیگر قدرت ندارم. مرد به او کمک کرد که سوار اسب شود. به محض اینکه مرد گدا روی زین نشست، پاهای خود را به پهلوهای اسب زد و به سرعت دور شد. مرد متوجه شد که گول باديهنشین را خورده است. فریاد زد: صبر کن! میخواهم چیزی به تو بگویم. باديهنشین که کنجکاو شده بود، کمی دورتر ایستاد. مرد گفت: تو اسب مرا دزديدی. دیگر کاری از دست من برنمیآید، اما فقط کمی وجدان داشته باش و یک خواهش مرا برآورده کن. "برای هیچکس تعريف نکن که چگونه مرا گول زدي..." باديهنشین تمسخرکنان فریاد زد: چرا باید این کار را انجام دهم؟! مرد گفت: چون ممکن است، زمانی بیمار درماندهای کنار جادهای افتاده باشد. اگر همه این جریان را بشنوند، دیگر کسي به او کمک نخواهد کرد. باديهنشین شرمنده شد. بازگشت و بدون اینکه حرفی بزند ، اسب اصیل را به صاحب واقعی آن پس داد... برگرفته از کتاب بالهايي براي پرواز (نوشته: نوربرت لايتنر
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 11:10 AM ] [ ابري ترين اسمان ]
وقتی یه مرد معتاد میشه : اگه زنش زن بود و به فکر زندگیش بود این بیچاره به این روز نمی افتاد، بدبختی اینا رو به این روز می کشه دیگه!! وقتی یه زن معتاد میشه: ای وای!!! خاک بر سرش ! بیچاره شوهرش دلش به چی خوشه ! چه جوری اینو تحمل میکنه؟؟ وقتی یه دختر یه کم به خودش میرسه : اوه! اوه ! ننه بابا داشت جمش می کردن!! اینا همش واسه جلب توجه دیگه!!! اینا دنیا و آخرت ندارن که!!! وقتی یه پسر تیپ میزنه: چه پسر خوش پوشیه…هزار ماشاا… چه تیپی داره… میمیرن واسش دخترا وقتی یه دختر از دار دنیا یه دونه دوست پسر داره : چی بگم والا!!! حجب و حیا دیگه جا نداره تو این مملکت!! دیدیش … بزا دهنم بسته باشه… وقتی یه پسر ۱۰ تا دوست دختر داره : بزنم به تخته اینقدر خاطر خواه داره، خدا وکیلی بهترین دخترا میرن طرفش… ولش نمی کنن که… وقتی یه آقای محترم!!! خیابون رو با پیست اتومبیلرانی اشتباه می گیره : لامذهب عجب دست فرمونی داره… وقتی یه خانم مثلاً یادش بره راهنما بزنه: ترمز وسطیه…. بابا برو آشپزخونه قرمه سبزیتو بپز!!! والااااااا وقتی بچه خوب تربیت شده باشه: میبینی؟ بچه ام مثل باباشه، اصلا موفقیت تو خونواده ما ارثیه وقتی بچه تو یه درس نمره اش بشه ۷۵/۱۹: بله دیگه! خانم یا پی قر و فرشه یا با این دوست موستاش در حال فک زدن و ولگردیه وقتی تو یه جمع ، آقا پسری سر و زبون دار داره مجلس رو گرم می کنه: هزار ماشالا!!!!!!! روابط عمومیش بیسته؟؟؟!!! شرایط بالا برای یه دختر: اوه ! اوه! دختره لوده سبک!!! خانم باش نظر مادر شوهر در اول زندگی: میبینی شانس ما رو ؟ دختره فقط ۲۰ میلیون جهیزیه آورده ، نمی دونم این پسره شیفته چی این عفریته شد!!! باز هم همون مادر شوهر: دیگه چی می خواد؟ گل پسرم یه خونه ۴۰ متری تو نقطه صفر مرزی داره، از خداشم باشه .. [ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 11:46 AM ] [ ابري ترين اسمان ]
|
||
| [ طراحی : میهن اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||